دیدار پراحساس دختری که از سقط نجات یافت با فرشته نجاتش پس از سالها
از یک تصمیم تلخ تا تولد یک ستاره؛ روایت نجات یک زندگی در پایگاه سلامت شهریار
گاهی یک مشاوره دلسوزانه و بهنگام در پایگاههای سلامت، میتواند مسیر تاریخ یک خانواده را تغییر دهد و جان انسانی را نجات دهد که سالها بعد به مایه افتخار جامعه تبدیل میشود. ماجرای زندگی «هلیا»، دختر دانشجوی موفق و ورزشکاری که سالها پیش قرار بود هرگز پا به این دنیا نگذارد، یکی از هزاران روایت ناگفته از فداکاری و تعهد کادر بهداشت و درمان شهرستان شهریار است.
به گزارش روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان شهرستان شهریار؛ همهچیز از یک روز پرالتهاب آغاز شد. خانم مرادی، مادر خانواده، با دلهرهای عمیق متوجه شد که باردار است. او که در آن زمان پسری ۱۲ ساله داشت، روزهای سخت بارداری اول و شرایط دشوار زندگی را به یاد میآورد؛ اما دردناکترین بخش ماجرا، رازی بود که سالها بر دلش سنگینی میکرد. زمانی که پسرش تنها یک سال داشت، تحت فشار خانواده همسر و به دلیل مشکلات شدید مالی، مجبور به یک سقط عمدی شده بود.
در آن روزهای تلخ، او حتی برای تأمین هزینه سقط، النگوی دستش را فروخته بود و از آنجا که هیچ راهنما و مشاوری در کنارش نبود تا او را از این اقدام منصرف کند، سالها با عذاب وجدانی خاموش زندگی میکرد. حالا با مثبت شدن تست بارداری جدید، ترسِ از تکرار تاریخ و اجبار احتمالی همسرش به سقط، تمام وجودش را فراگرفته بود.
در این شرایط بحرانی، خانم مرادی تصمیم گرفت به پایگاه سلامت محله مراجعه کرده و سفره دلش را برای خانم «زرندی»، مامای دلسوز پایگاه باز کند. خانم زرندی با شنیدن این درددلها، بلافاصله وارد عمل شد و از مادر خواست تا همسرش را برای مشاوره به پایگاه سلامت بیاورد.
در یک جلسه مشاوره تخصصی و صمیمانه، خانم زرندی با همسر خانم مرادی درباره عوارض جسمی و روحی سقط القایی، ارزش حیات جنین و پیامدهای جبرانناپذیر آن صحبت کرد. برخلاف تصور مادر، همسرش با رویی گشاده و قلبی نرم این واقعیت را پذیرفت و با جملهای امیدبخش گفت: «این بچه را خدا داده و هیچ مشکلی نیست؛ او باید به دنیا بیاید.»
این تصمیم شجاعانه، نقطه عطفی در زندگی این خانواده شد. نوزاد به دنیا آمد و نامش را «هلیا» گذاشتند؛ دختری دوستداشتنی که از همان روز اول، نورِ چشم پدر، مادر و برادر بزرگترش شد.
سالها از آن روز گذشت. هلیای کوچک که از یک تصمیم تلخ نجات یافته بود، با عشق و حمایت خانواده بزرگ شد. او امروز نه تنها یک دختر شاد و پرانرژی است، بلکه پس از گذراندن موفقیتآمیز دوره دبیرستان در رشته گرافیک، اکنون دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی است. دختری که در کنار تحصیل، در رشته ورزشی بوکس فعالیت میکند و روی صحنههای تئاتر و سینما نیز میدرخشد.
اما نقطه اوج این داستان زیبا، در روزهای پایانی سال گذشته رقم خورد. خانم مرادی در حین خانهتکانی عید، بهطور اتفاقی شماره تلفن قدیمی خانم زرندی را پیدا کرد. خاطرات آن روز سرنوشتساز زنده شد و او بیدرنگ با مامای پایگاه تماس گرفت. خانم زرندی با شنیدن صدای مادر، بلافاصله او را شناخت.
چند روز بعد، پایگاه سلامت شهریار شاهد صحنهای پراحساس بود. خانم مرادی به همراه هلیای جوان، موفق و بالنده به محل کار خانم زرندی آمدند تا پس از سالها، از کسی که با یک مشاوره درست، جان هلیا را حفظ کرده و انگیزه زندگی را به خانواده آنها بازگردانده بود، قدردانی کنند.
سخن پایانی:
داستان هلیا، گواهی روشن بر این حقیقت است که هر جنینی که با بیمهریِ سقط روبرو میشود، ممکن است در آینده استعدادی درخشان، ورزشکاری موفق یا هنرمندی تأثیرگذار باشد. شبکه بهداشت و درمان شهرستان شهریار با افتخار اعلام میکند که کارشناسان و ماماهای مستقر در تمامی پایگاههای سلامت و مراکز جامع، آماده ارائه مشاورههای دلسوزانه و رایگان به خانوادهها هستند تا با حمایت همهجانبه، تپش هیچ قلب کوچکی پیش از تولد خاموش نشود.
کامنت